رابطه میان ماه و امگا، یکی از منحصربه‌فردترین داستان‌ها در تاریخ ساعت‌سازی است؛ داستانی که در آن دقت مکانیکی، آزمون‌های سخت و اکتشاف فضایی به هم گره خورده‌اند. امگا تنها یک ساعت لوکس نساخت، بلکه ساعتی را ساخت که بخشی از تاریخ بشر شد.

این داستان از دهه ۱۹۶۰ و اوج رقابت فضایی میان آمریکا و شوروی آغاز می‌شود. ناسا برای مأموریت‌های سرنشین‌دار خود به ساعتی نیاز داشت که در شرایطی کاملاً غیرعادی کار کند؛ شرایطی شامل بی‌وزنی، لرزش‌های شدید، تغییرات ناگهانی دما و خلأ فضا. به همین دلیل، ناسا تصمیم گرفت ساعت‌های مختلف برندهای مطرح را بدون اطلاع عمومی، تحت آزمایش‌های فنی بسیار سخت قرار دهد.

در میان برندهای مطرح آن دوران، تنها یک ساعت توانست تمامی این آزمون‌ها را با موفقیت پشت سر بگذارد: Omega Speedmaster. این ساعت در سال 1965 به‌طور رسمی توسط ناسا تأیید شد و عنوان «ساعت رسمی مأموریت‌های فضایی سرنشین‌دار» را دریافت کرد.

امگا اسپیدمستر یک ساعت اتوماتیک یا الکترونیکی نبود؛ بلکه یک کرنوگراف کاملاً مکانیکی و دستی بود. انتخاب این ساختار تصادفی نبود. در فضایی که تجهیزات الکترونیکی می‌توانستند دچار اختلال شوند، یک موتور مکانیکی دقیق و پایدار، بیشترین اطمینان را فراهم می‌کرد.

نقطه اوج این داستان در سال 1969 رقم خورد؛ زمانی که مأموریت Apollo 11 با موفقیت روی سطح ماه فرود آمد. «نیل آرمسترانگ» و «باز آلدرین» نخستین انسان‌هایی بودند که بر ماه قدم گذاشتند و در آن لحظه تاریخی، امگا اسپیدمستر روی مچ فضانوردان حضور داشت. از آن زمان، این ساعت با لقب Moonwatch شناخته می‌شود.

اهمیت اسپیدمستر تنها به فرود روی ماه محدود نمی‌شود. در مأموریت Apollo 13، زمانی که سیستم‌های الکترونیکی فضاپیما دچار مشکل شدند، فضانوردان با استفاده از کرنوگراف امگا زمان‌سنجی دقیق مانور بازگشت به زمین را انجام دادند؛ نقشی حیاتی که بار دیگر اعتماد به این ساعت را ثابت کرد.

پس از این موفقیت‌ها، امگا جایگاه خود را نه‌تنها به‌عنوان یک برند لوکس، بلکه به‌عنوان یک ابزار دقیق و قابل‌اعتماد تثبیت کرد. اسپیدمستر به نمادی از مهندسی، جسارت و دقت تبدیل شد؛ ساعتی که برای زمین ساخته شد، اما در ماه جاودانه شد.

داستان ماه و امگا، داستان زمانی است که ساعت‌سازی فراتر از زیبایی رفت و به بخشی از تاریخ اکتشاف بشر تبدیل شد؛ جایی که هر ثانیه، می‌توانست سرنوشت یک مأموریت را تغییر دهد.